الشيخ رسول جعفريان

364

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

ستمگرى » مىنگريستند ، چنان كه شخصيت اخلاقى زيد را نيز تأييد مىفرمودند و حاضر نبودند كسى به ايشان جسارت كند . در نقلى آمده است كه حكيم بن عياش كلبى كه عثمانى مذهب بود در شعرى گفت : صلبنا لكم زيدا على جذع نخلة * و لم أر مهديّا على الجذع يصلب و قستم بعثمان عليّا سفاهة * و عثمان خير من علىّ و أطيب ما زيد را بر شاخه‌هاى نخل به دار آويختيم و مهدىاى ديده نشده كه به شاخ نخل به دار آويخته شود . شما از روى سفاهت على را با عثمان مقايسه كرديد در حالى كه عثمان بهتر و پاك‌تر از على است . زمانى كه اين شعر به امام صادق عليه السّلام رسيد ، حضرت در حالى كه دستانشان لرزان بود به آسمان بلند كردند و فرمودند : اللهم إن كان عندك كاذبا فسلّط عليه كلبك . خداوند ! اگر دروغگوست ، سگ خود را بر او مسلط فرما . گفته شده كه بنى اميه او را براى كارى به كوفه فرستادند كه در راه شيرى او را كشت . وقتى خبر به امام صادق عليه السّلام رسيد ، آن حضرت به سجده افتاد و فرمود : الحمد للّه الذي أنجزنا ما وعدنا . « 1 » در نقل ديگرى آمده كه حضرت از ابو ولاد كاهلى دربارهء زيد سؤال كردند . او گفت : او را در حالى كه مصلوب بود ديدم . كسانى او را شماتت مىكردند و افرادى ستايشش مىنمودند . حضرت فرمود : ستايش كنندگان با او در بهشتند و شماتت كنندگان شريك خون او . « 2 » پس از قيام زيد و به خصوص به دنبال روى كار آمدن بنى عباس ، بنى الحسن از بنى الحسين جدا شدند و به بهانهء زيد و فرزندش يحيى ، روى كار آوردن يكى از بنى الحسن به نام محمد بن عبد الله بن الحسن بن حسن بن على عليه السّلام را وجههء همّت خود قرار دادند . اينها به تدريج گروهى از شيعيان را نيز به دور خويش جمع كردند كه عنوان زيديه بر آنان اطلاق گرديد . همانگونه كه پس از اين خواهيم ديد در ميان جعفرىها و زيدىها اختلافات شديد و مبارزات داغى آغاز شد كه در جريان آن ،

--> ( 1 ) . نثر الدر ، ج 1 ، صص 352 - 353 ( 2 ) . نثر الدر ، ج 1 ، ص 353